889

این روزا رو شبیهِ عمه جوزفینِ «ماجراهای بچه های بدشانس» می گذرونم. پر از ترس. پر از استرس و دلشوره برای اتفاقایی که احتمال افتادنشون در حالت عادی کم، ولی برای ذهنِ مریضِ من خیلی زیاده.

  • | Avonlea |
  • جمعه ۲۶ آبان ۹۶

887

یه روزی اینجا نوشته بودم که چقدر بدم میاد از آدمایی که به خودکشی فکر میکنن و از ضعفشون و احتیاجشون به جلب توجه


میخوام این حرفمو پس بگیرم. چون حال توضیح ندارم به معنای بسیار گسترده ی این کلمه مراجعه کنید: افسردگی.

  • | Avonlea |
  • چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶

886

"دیروز، توی آن فضای سرد و سنگینی که همه‌مان را در بر گرفته‌بود، نمی‌دانم چرا یاد آنسه افتادم. توی آن ناکجاآباد و بین درخت‌هایی که از بد روزگار پایین‌تر از ماها قرار داشتند و بین آن‌همه تاریکی دلم برایش تنگ شده بود. گاهی که خیلی به او فکر می‌کنم و از تنهایی میزند به سرم، به خدا می گویم:"یعنی نمیشود نه؟" و بعد یک‌دفعه بغضم می گیرد. چون می دانم نمی شود. نمی شود هیچ جای جهان آنسه را پیدا کرد و من توی دنیایی زندگی می کنم که آنسه‌اش از بین رفته. انگار خدا خودکار را برداشته و روی اسمش را خط زده و او ناگهان محو شده."



از پنجشنبه ها متنفرم- مهران نجفی

  • | Avonlea |
  • شنبه ۲۸ مرداد ۹۶

انتخاب رشته!

تقریبا از همون پارسال که دانشجو شدم، به این فکر کردم که چقدر خوبه آدم قبل انتخاب رشته ش بتونه با یه دانشجوی اون رشته صحبت کنه و ازش درمورد درسا و بازار کار و درآمدش و چیزای دیگه بپرسه. درواقع خیلی بهتر از اطلاعاتیه که مشاورا به آدم میدن!

بعد صاحب وبلاگ رویاهای کنسرو شده اومد یه کانال راه انداخت با همین مضمون، که اینه آدرسش


خب همین، اومدم بگم که من علوم آزمایشگاهی، دانشگاه علوم پزشکی کاشان میخونم. اگه این رشته یا دانشگاه جزو انتخاباتونه خوشحال میشم کمک کنم.

  • | Avonlea |
  • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶

از امتحانای نهاییِ سوم تجربی تا امتحانای میانترم ترم دوی علوم آزمایشگاهی

Oops! Missed the 1Kth day

  • | Avonlea |
  • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶

موود

ولی مرگ چیز خوبیه کلا. البته اگه دسته جمعی باشه. مثلا آمریکا بمب بزنه همه مون بمیریم. یا طوفان بشه سیل بیاد. این مرگای دسته جمعی با آرامش. که هیچکس نمونه با داغ عزیز. 

مثلا من الان دغدغه‌ی امتحان فیزیولوژی شنبه رو دارم، امتحانای آزمایشگاه که دوهفته دیگه شرو میشه و مطلقا هیچ منبعی برای خوندن نداره و باید تو طول ترم یاد گرفته باشی ک من نگرفتم مسلما، و دغدغه‌ی نمایشگا کتاب و دوهفته خونه نیومدن و معدل این ترمم که گوه نشه و چیزی رو نیفتم و انتقالی که نمیخام بگیرم اما میترسم پشیمون شم چون چارسال اینجوری گذروندن عذابه

و فک کن یهو همه‌ی اینا تموم میشه 

و کیست که از مرگ سود نبرد؟

  • | Avonlea |
  • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶

جدیدنا چی دیدم که پیشنهاد میکنم شما هم ببینید:

  • | Avonlea |
  • پنجشنبه ۱۷ فروردين ۹۶

873

« آیدین گفت:«خانم سورمه.»

سورمه گفت:« سورملینا.»

آیدین گفت:« خانم سورملینا، اجازه میدهید من شما را دوست داشته باشم؟»

سورمه ایستاد. لبخند زد و زبانش را به آرامی به لب بالا کشید. گفت:« اختیار دارید.»

آنوقت آیدین او را بوسید. با تمام محبت. او را همچون سرزمینی از پیش تعیین شده از آن خود کرد و بر آن پا گذاشت. »

  • | Avonlea |
  • جمعه ۴ فروردين ۹۶

عیدم مبارک باشه، پیشاپیش

شرمنده‌ میشم که منو دنبال می‌کنید هنوز، و من اینجا نوشتنم نمیاد.

  • | Avonlea |
  • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵

000

هی، بذار یه رازی رو بهت بگم. تنها راه رسیدن به زندگی طولانی، عمیقا خواستنِ مرگه.

  • | Avonlea |
  • جمعه ۱۲ آذر ۹۵
اوست نشسته در نظر
من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر کنم...